تازه به آقایون میگفت بدنمو فشار بدین ببینین جاییم نشکسته !

دو تا خانوم به غایت پیر تو رنج سنی 80 و 90 ساله سوار اوتوبوس شدن ؛ حالا از پیری شون که فاکتور بگیریم هر دو بشدت لاغر بودن اونقدر که وقتی راه میرفتن من با خودم فکر میکردم الانه زانوهاشون به دو قسمت مساوی تقسیم بشه ! یکی شون رفت  جای آقایون نشست ، یکی دیگه جای خانوما ، ایستگاه بعدش صندلی کناره اونیکه قسمت خانوما بود خالی شد ، دوستشو صدا میزنه و میگه پاشو بیا اینور بشین اینجا خالی شده ! اونم بلند شده بره پیش اون ! آقایون میگن نمیخواد خانوم بشین همینجا مشکلی نیست ! حالا اینقدر پیره و لاغره تعادل نداره مدام سکندری میخوره و میخواد بیفته ،چند آقا با چادرش هدایتش میکنن سمت خانوما ، خانوما کمکش میکنن بره پیش اون خانومه دوستش ! تا اون برسه پیش دوستش اون یکی دیگه از رو صندلیش بلند شده اومده بیرون ، هر دو بیرون صندلی ایستادن ! این به اون تعارف میکنه برو تو ! اون به این تعارف میکنه برو تو ! همه اوتوبوسم دارن به این دوتا نگاه میکنن ببینن فرجام کار چی میشه ! و آخرشم اوتوبوس ترمز میزنه اول این دوتا میرن تو بغل هم بعد هر دو میفتن رو زمین ! اونیکه سمت آقایون بوده و با هزار زحمت اومد اینور عین ماهی کف اوتوبوس لیز میخوره و میره درست جلوی همون صندلی ای که ازش بلند شده و اومده سمت دوستش !

+  بعد از حدود دوماه دوباره نذر و نیازهای مادره در این باب شروع شد ! 

++واقعا ده سال دیگه من کجام ؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 15:14  توسط : فردخت  | 

در روابط خودخواه و خودمحور و خود رای نباشیم !

اول : روزت مبارک دختر ؛ تو در هر نقشی باشی یا نباشی چه خواهر باشی چه نباشی  همسر باشی یا نباشی مادر باشی یا نباشی  در هرصورت همیشه و همیشه یک دختری ! پس روزت مبارک ...

دوم : در روانشناسی اجتماعی آمده جوامعی مثه ژاپن و چین جمع گرا هستند یعنی خیلی به کارهای گروهی اهمیت میدهند اما در مقابل جوامعی مثه ایران بشدت فرد گرا هستند اگرهم دقت کنید ورزشهای فردی مان خیلی بیشتر جواب میدهندتا مثلا فوتبالمان ! چون ما اصولن دانای کل هستیم و طرف مقابلمان آدم نادان و گاهن بیشعوریست که ما باید کمکش کنیم ؛ این خصلت فرقی نمیکند میتواند در طلعت خانوم باشد که سواد ندارد ! یا در آقا یا خانومی باشد با تحصیلات دکترا !! در هرصورت از بچگی اینگونه بزرگ شدیم که خیلی میفهمیم ! اگر باور نمیکنید یک روز کامل را در تاکسی سوار شوید ببینید چقدر کارشناس مسایل مختلف را میبینید ! 

حالا اگر این خصلت را همراه خود در یک رابطه دوستی ( با جنس مخالف یا جنس موافق ، فرقی ندارد ) بیاوریم یا در روابط زناشویی یا حتی روابط فرزند و والدی دیگر واویلا می شوید ! یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و چون خودمان را دانای کل میدانیم برای این رابطه و طرف مقابلمان تصمیمی میگیریم و بدون اینکه حتی طرف مقابل را در جریان بگذاریم اجرایش میکنیم بعد طرف مقابل را حیران میگذاریم ! و بیچاره با خودش هزارتا فکر میکند که این چه رفتاریست ؟ این چه برخوردیست ؟ چی شده ؟ چه خبره ؟ چه کاری کردم ؟! بعد مجبور است برود پیش روانشناس و بگوید ببخشید میدونید چرا همسرم اینطوری رفتار میکنه ! میدونید چرا فرزندم اینطوری شده ؟ میدونید چرا نامزدم اخلاقش عوض شده ؟

چرا ؟ چون ما فکر نمیکنیم طرفمان انسان است و عقل و احساس و شعور دارد ! فکر میکنیم او گلدان است و هر وقت صلاح بدانیم آبش میدهیم هر وقت صلاح بدانیم آفتابش میدهیم  هر وقت صلاح بدانیم کودش را عوض میکنیم ! گاهی هم اصلا طرفش نمیرویم و فراموشش میکنیم ! و اینگونه روابط را به تباهی و جدایی میکشانیم ! !

بیایید از همین امروز اگر در رابطه ای با کسی به مشکل برخوردیم ( حالا یا او مشکلی دارد با ما یا ما مشکلی داریم با او ! فرقی ندارد ) اول از همه با خودش در میان بگذاریم ! به شخصیت و شعورش و احساسش احترام بگذاریم ! خودمان یک جانبه تصمیم نگیریم و عمل نکنیم و تازه خوشحالم باشیم که فلانی را با این تصمیم درستش کرده ایم  !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 22:16  توسط : فردخت  | 

یک توصیه به خودم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 شهریور1393ساعت 11:37  توسط : فردخت  | 

شادی یعنی سفیدی کاشی کف دسشویی !

جوهر نمک ریختم کف دسشویی ، 5 6 دقیقه گذاشتم باشه و بعدش با طی و جارو اینقدر کف دسشویی رو کشیدم که کاشی ها مثه روز اولش برق میزنه و سفید شده ! حالا از وقتی کارم تموم شده هر 5 دقیقه یه بار میرم در دسشویی رو باز میکنم و به سفیدی کاشی ها نگاه میکنم و لبخند میزنم و در رو میبندم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 شهریور1393ساعت 11:0  توسط : فردخت  | 

 

عکس خانوم ادری هیپورن تو هدر وبلاگم برام شده تابلوی مونالیزا ! هر روزی که بهش نگاه میکنم به فراخور حالی که دارم یه طور خاصی بهم نگاه میکنه ! دقیقا الانم همینطوری که دستشو زده زیر چونه اش سرشو تکون میده و بهم میگه : واست متاسفم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 شهریور1393ساعت 19:19  توسط : فردخت  | 

آقای جبلی !

مدل ابروهایم کلن تغییر داده ام ! یعنی اینقدر تغییر که هرکسی منو میبینه این تغییر رو یادآوری میکنه و حمل برخودستایی نباشه عنوان میکنن واقعا زیبا شده ام ، البته هستم ها ! زیباتر ! ، بعد امروز کلاس داشتم با بچه هایی که 4 ماه کنارشون بودم ، اول که وارد شدم فقط پیمان اومده بود یه کم در مورد امتحان و استاد و ایناها حرف زدیم تا بچه های دیگه کم کم اومدند و تا منو میدیدند همه میگفتن مبارکه و به ابروهام اشاره میکردن ! این بود تا ما 4 ساعت دو تا امتحانو دادیم و اخر ساعت که داریم خدافظی میکنیم ، پیمان اومده میگه خانوم ق من از اول ساعت که بچه ها به شما میگفتن مبارکه هی با خودم میگفتم مگه چی شده که اینا مدام میگن مبارکه ! فکر کردم ازدواج کردین دیدم تو دستتون حلقه نیست ! لباساتونم یکی از هموناییه که همیشه میپوشیدین ! دیگه آخرش از خانوم ر پرسیدم علتش رو ، ایشونم گفتن برای چی تبریک میگن .هیچی دیگه خواستم منم تبریک بگم !! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 شهریور1393ساعت 20:15  توسط : فردخت  | 

گویا این ماه هم برای خدا سرنوشت ساز است !

 

خدایا این هفته و این ماه برای من سرنوشت ساز است و برایش دلهره دارم  !

اما شما از چه باب امروز ،شنبه ،اول شهریور 93 ، لرزیدی ؟!

+ نوشته شده در  شنبه 1 شهریور1393ساعت 10:40  توسط : فردخت  | 

همسر آینده ام لطفا لطفا به من خیانت نکن !

وسط یک روز جمعه ی گرم و دقیقا وسط درس خوندن یهو به ذهنم میرسه اگر روزی همسر آینده ام به من خیانت کنه من چه واکنشی نشون میدم ! قطعا که ازون مرد جدا خواهم شد اما قبلش چی ؟ چیکار کنم که دلم خُنک بشه ؟ شیشه های خونه رو بزنم بشکنم و بیارم پایین ؟ ظرف و ظروف رو بشکنم ؟ وسایل مورد علاقه ش رو بندازم وسط خیابون ماشین از روش رد شه !؟ شب نامه پخش کنم تو محل همه بشناسنش ؟ برم محل کارش حسابی آبروی نداشته اش رو ببرم ؟ جلوی فامیل و دوست و آشناش سکه ی یک پولش کنم ؟ تو تلویزیون زیر نویس کنم ؟ تو خبر سراسری این خیانت کثیف رو منتشر کنم ؟ به برنامه صرفا جهت اطلاع ، اطلاع بدم ؟ از شبکه های اونور آبی کمک بخوام ؟ بزنم با اره برقی به دو قسمت مساوی تقسیمش کنم ؟ سم و سیانور تو غذاش بریزم جلوی روم بال بال بزنه کیف کنم ؟

بعد با خودم فکر میکنم نه ! من خانوم تر ازین حرفها هستم که بخوام این کارهای شنیع رو انجام بدم !! ابتدائاً این وصلت فرخنده رو به هر دوشون تبریک میگم و اضافه میکنم که  « خداروشکر شما دونفر که لایق هم بودید تونستید همدیگر رو پیدا کنید ! اما من نتونستم کسی رو که لایقم بود ؛ پیدا کنم ! » و بعد دستشون رو توی دست هم میذارم و از کادر برای همیشه خارج میشم !!

+ نوشته شده در  جمعه 31 مرداد1393ساعت 15:3  توسط : فردخت 

منم که بی فرهنگ همین امروز از هر دو گروه اومدم بیرون !

یکی از مسخره ترین کارهایی که بین ما رواج داره تایپ فینگیلیش در تلفن های همراه مون هست ! نمیدونم وقتی زبان ما فارسی هست و تلفن هامون نرم افزار فارسی رو داره چرا باید فینگیلیش تایپ کنیم ! آیا فکر میکنیم خیلی کلاس داره ؟ خیلی زبان انگلیسی مون قویه ! اونم وقتی که تموم کشورهای دنیا اینقدر روی زبان کشورشون تعصب دارن ! حالا جالبش اینه یکی در گروه فرهنگ و ادب و شعر در وایبر !! ( اسم این گروه خیلی سنگینه امیدوارم کمرتون زیر بار سنگینیش خم نشه ) بیاید و یک شعر رو بصورت فینگیلیش نقد کنه ! یا مثلا یکی در گروه تمدن ایرانی بازهم در وایبر !! که مثلا رسالتش اینه که سخنان بزرگان ایران زمین رو نشر بده یک متن از کوروش کبیر رو بصورت فینگیلیش تایپ کنه زیرشم بنوسه : 

dobare misazamat vatan ! 

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 مرداد1393ساعت 12:28  توسط : فردخت 

حماقت های شیرین البته ....

 

متنفرم !!!! از خاطراتی که وقتی یادشون میفتم .....

به خودم میگم وااااای که چقدر من احمق بودم.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مرداد1393ساعت 23:56  توسط : فردخت 

مطالب قدیمی‌تر