رفتم یه جایی برای کار ؛ من راضی یحتمل خدا هم راضی اونوقت رییس مجموعه برگشته به من میگه با همه قابلیت هایی که دارید اما من به جامعه روانشناسا توهین نمکنیم یه فوق روانشناسی اونم بالینی رو بذارم سر اینکار ؟! اصلا در حد شما نیست ! در شان شما نیست ! نه ! نه ! اصلا اینکار رو نمیکنم ! 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 12:22 توسط بانوی بهمن ماه |

یه زمانی قدیما خیلی دور نبود، نزدیک بود، فوقش 5 سال پیش بود ، اما از وقتی الهه تو کارگاه CBT گفت من و تو بیست سال پیش همکلاس بودیم مدام با خودم این عدد رو تکرار میکنم ! بیست سال پیش ! بیست سال پیش ! بیست سال پیش ! بعد فکر میکنم قدیما گویا خیلی دور شده ! به اندازه بیست سال پیش دور شده !! حالا من هم جزء دسته ای شدم که اگر بخوام خاطره یا مثالی رو از قدیم بزنم باید به نزدیک دو دهه قبل فلاش بک بزنم !! نمیتونم بگم ناراحتم اما خوشحالم نیستم ! حقیقت از پیر شدن واهمه دارم !! از درد های جسمی ! از چروک های دست و پا و صورت .. اما گویا گریزی نیست و به قول سلیگمن باید این درماندگی را بپذیریم !

این روزها مدام به بهمن پر حادثه پارسال فکر میکنم ! دقیقا شب تولدم پدرم بیمارستان بود و بشددت مریض !همین روزها بود که  رابطه عاطفی بین من و استاد زبانم بوجود آمده بود که طبق معمول اشتباه محاسباتی بود !! " زمان " این عزیز دوست نداشتنی و لعنتی بهترین گزینه برای شناخت آدمها در یک رابطه است که متاسفانه همیشه به من ثابت کرده انتخاب هام اشتباه بودند ! اشتباه نه ازین لحاظ که انها آدم های بدی بودند اتفاقا برعکس همه شان در نوع خودشان بسیار عالی بودند اما فقط در نوع خودشان !! خداروشکر میکنم بهمن امسال پدرم سالم در کنارم هست و درگیر هیچ رابطه عاطفی اشتباهی هم نیستم ! حوصله و وقت و انرژی  باری دلتنگی و غصه خوردن از سوء تفاهامات و ادا و اصول دیگران رو ندارم و حقیقت به قول دوستان از سینگل بودن خودم خرسندم ! 

بهم ثابت شده  ازدواج در کشور ما مثال آبگوشت ِ !! به همون اندازه سنتی و حساسیت برانگیز ! بهم ثابت شده آشنایی های به قصد ازدواج و نه حتی به قصد دوستی هیچ وقت به سرانجام نمیرسه چون شما نمیتونی آبگوشت رو بدون نخود و لوبیا درست کنی ! نمیتونی کتلت رو بدون گوشت درست کنی و بجاش از بادمجون استفاده کنی ! ممکنه خوشمزه بشه اما خودت فقط طعم ش رو دوست داری و نه خانواده ت و نه خانوده ش ! بهم ثابت شده نمیتونی بگی ما همو دوست داریم و خانواده هامون مهم نیست چون در کشور سنتی ماب ما حتی به رقم وجود مدرنتیه ، مرزهای خانوادگی اینقدر درهم تنیده است که دوست داشتن صرف  " ما " کافی نیست ! 

این روزها به هر پیشنهاد به قصد ازدواج میخندم ! اینقدر میخندم که دل درد میگیرم !! آشنایی به قصد ازدواج شیوه تر و تمیز دوست دختر و دوست پسر بازیه !! حالا فرض کنیم اینطور نباشه اما تهش کاملا مشخصه ! ! ته ش اونجایی که تو و او و آنها با وجود همه تحصیلات عالیه و مدرن بودن و حرفهای خاص و آنچنانی زدن در برابر نیروی قوی مهر مادری کم میارید ! یا شایدم اون مهر مادری بهانه است ! 

آره اعتراف میکنم سرم به سنگ خورده و فکر میکنم بهترین ازدواج برای اکثر ماها همون ازدواج سنتی هست ، میشه همون آبگوشت رو بجای اینکه زود خاموشش کنی تا نخود و لوبیاش ناپخته بیاد زیر دندونت ،بیشتر بذاری بجوشه تا جا بیفته و خوشمزه بشه و از مزه ش لذت ببری اینطوری هم مدرن رفتار کردی هم با حضور خانواده ها که موافقن با یه نفر به قصد ازدواج بیشتر آشنا شدی و هم بهانه های اتمام رابطه هم معقول و منطقی اند !

با همه این حرفا دلم میخواست در برهه هایی از زمان زندگی دونفره ای رو داشتم و داشته باشم که فکر میکنم لذت بخش بود و یا باشه ! باهم درس خوندن ! باهم  زبان خودن به قصد آیلتس ! باهم فیلم دیدن ! کتاب خوندن ! تصمیم برای مهاجرت و خیلی چیزای دیگه که فعلا و شاید هرگز امکان پذیر نباشه ...

تولد و من دوستم به فاصله سه روز در بهمن بود و تصمیم گرفتیم تولد کوچک مشترکی بگیریم و دورهمی خوش باشیم و نتیجه اون تولد محبت دوستان عزیزم بود ، البته کیک و مخلفات هم داشتیم که عکساش فعلا به دستم نرسیده !! در کنار تبریک بانک گوگل جان هم در نوع خودش تبریکی گفت ! خودمم به خودم این آهتگ رو هدیه میکنم ! دو سه روز پیش که محتویات تبلت رو به سیستم منتقل کردم پیداش کردم ! اصلا نمیدونم کی و کجا دانلودش کردم اما از گوش دادن بهش حس خوبی بهم دست میده !! معنی ترانه هم اینجاست.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:52 توسط بانوی بهمن ماه |

مطالب قدیمی‌تر